به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان خراسان شمالی، مصطفی برفهئی، کتابدار کتابخانه سیار آوای فرهنگ بجنورد، در یادداشتی به روایت تجربه خود از برگزاری نشست شاهنامهخوانی در روستای کلاته شهید آذر پرداخته است.
در ادامه، متن این یادداشت را میخوانید:
به نام خداوند جان و خرد...
امروز جلسه شاهنامهخوانی کتابخانه را با نخستین ابیات شاهنامه آغاز کردیم. راستش را بخواهید، کمتر شعری از حافظ و سعدی دیدهام که بتواند بچهها را اینطور مجذوب خودش کند. بچههایی که در حالت عادی باید مدام به آنها تذکر بدهی آرام باشند یا دیگری را اذیت نکنند، این بار چنان غرق شنیدن بودند که باورش برایم سخت بود. انگار فردوسی و کلامش دری به دنیای دیگری برایشان باز کرده بودند.
اما قصه امروز من فقط قصه شاهنامه نیست؛ قصه محمدعلی داوطلب است. اصلا او بود که باب شاهنامهخوانی را امروز در کتابخانه باز کرد. پسری که گوش میدهد، فکر میکند و ناگهان سؤالی میپرسد که تو را هم به فکر فرو میبرد. برایش لقب «فیلسوف روستا» را انتخاب کرده ام؛ لقبی که ظاهراً خودش هم از آن بدش نمیآید!
اشعار ابتدای شاهنامه که در مورد ستایش خداست را با هم خواندیم و بخش دوم در باب ستایش خرد، از تفاوت عقل با خرد صحبت کردیم؛ اینکه اهمیت خرد و خردمند بودن اینقدر مهم است که فردوسی بعد از ستایش خدا به ستایش آن پرداخته است.
کتابخانه برای محمدعلی به پاتوق گفتوگو تبدیل شده است. با کوله ورزشیاش، پیش از رفتن به تمرین کشتی، به کتابخانه میآید؛ یک ساعتی مینشیند و درباره کتابهایی که خوانده با هم حرف میزنیم از آن گفتوگوهایی که گاهی معلوم نیست کدامیک از ما بیشتر یاد میگیرد؛ او یا من. در عین حال حواسش هست مواقعی که مراجعه کنندهای میآید بیرون میرود و دوباره که سرم خلوت شد باز میگردد که مزاحمتی نداشته باشد.
بین خودمان باشد، برای محمدعلی آشی پختهام که خودش هنوز خبر ندارد! فعلاً به شما هم نمیگویم چه در سر دارم؛ بگذارید زمانش که رسید، خودتان ببینید.

